دیدار چهارم

| | Comments (31) | TrackBacks (0)


نوروزت شاد،سرزمینمان آزاد،و رها از دست دشمن باد.
دوست عزیز،در سفر هستم و دسترسی به دوربین ویدئو نداشتم.از اینرو به این نوشته بسنده میکنم،و آرزو دارم امسال، سالی بهتر از سالهای پیش باشد.
چند سال پیش در لندن شعری را با عنوان "زاینده رود" به روی کاست صدا ضبط کرده بودم،این اواخر یکی از دوستانم آنرا در اینترنت و به همراه تصویر دیده بود و برایم فرستاد.بوی غم دوری از وطن میدهد،و شاید مناسب ایام نوروز نباشد.ولی امیدوارم آنرا دوست داشته باشی.

Categories

0 TrackBacks

Listed below are links to blogs that reference this entry: دیدار چهارم.

TrackBack URL for this entry: http://behrouzbehnejad.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/11

31 Comments

mohajerani Author Profile Page said:

وقت بخير بهروز خان

خوشحال هستم كه بعد از مدت ها سايت خودتان را راه انداختيد و خيل مشتاقان و طرفداران خود را به سوي خود روانه كرديد......من نيز در سايت فرزانه خانم از قول ايشان منتظر مانده بودم. در سايت فرزانه خانم توضيح موضوعم را به علاوه ي سوال مفصلي مطرح كردم كه فرزانه جان گفته بود به اطلاع شما رسانده است. مي دانم كه در حواشي غربت دل مشغولي هاي بسياري داريد كه جوابم را بي پاسخ گذاشتيد با اين اوصاف باز سوالم را كه يكي از كارهاي تحقيقاتي ام در ايران مي باشد عنوان مي كنم(‌تحقيق ميداني و كتابخانه اي) ولي چون سوال و پاسخ مجددي مي طلبد خواهشي كه از شما دارم اين است كه اگر مايل بوديداز طريق ايميلي كه برايتان گذاشتم پاسخ مرا بدهيد.بسيارمتشكرم

فيلم برهنه تاظهر با سرعت(‌توضيح كوتاه و جالب شما را درباره اين فيلم خواندم)مرحوم خسرو هريتاش كه شما نيز در آن نقش آفريني كرديد حواشي و ابهامات زيادي دارد كه نويسندگان سينمايي و سينماگران اطلاعات ناچيز و بعضا غلط در اختيار دارند ولي توانستم اطلاعات دست اول را مثل چيدن پازل كنار هم قرار دهم( با توجه به اينكه سازندگان و بازيگران آن به جز شما و آقاي صديقي در قيد حيات نيستند و كار تحقيقم را دو چندان سخت نموده است) ولي مي خواهم با توضيحات شما به 100 درصد تبديل شود

فيلم برهنه تاظهر با سرعت در سال 1351ساخته مي شود (‌در هيچ كتابي مستند نيست فقط تاريخ نمايش را ذكر كردند) آيا تاريخ ساخت 100درصد صحيح است؟

فيلم بعد از توقيف چهار ساله با تغييرات اساسي و برخلاف ميل خسرو هريتاش در 27 مرداد 1355بر پرده سينما كاپري نمايش داده مي شودايا تاريخ نمايشي كه جمال اميد ذكر كرده صحيح است؟

با شايعاتي كه مبني بر مدت زمان خيلي كوتاه نمايش فيلم وجود دارد( يك سانس) از طريق دو دانشجوي قديمي دانشگاه تهران كه فيلم را ديده بودند كسب اطلاع كردم و متوجه شدم فيلم مدتي بر روي پرده مانده بود حالا چقدر نمي دانم! يكي از آنها فيلم را روز 27 شهريور 1355 يعني درست يك ماه بعد از تاريخ بالا فيلم را ديده است و مي دانم تاريخ دقيق را به من گفته است. آيا نمايش فيلم يك سانس بوده است و به قولي بساطش توسط شهرباني و ساواك برچيده مي شود؟ اگر نه چه مدت بوده است؟

با تحقيقاتم متوجه شدم فيلم برهنه تاظهر با سرعت خسرو هريتاش يك فيلم سياسي بوده است( استفاده از نمادهايي كه هريتاش در آن خبره بود مثل صرافي امپريال) و آيا هئيت كميسيون صدور پروانه نمايش آن زمان فقط به حذف صحنه هاي سك*سي ايراد گرفت يا متوجه مضمون سياسي داستان قهرمان گونه آن نيز قبل از نمايش شده بود؟

با تحقيقات متوجه شدم به گمان زياد فيلم مجددا فيلمبرداري شده است مثلا تغيير وسيله نقليه ‍ژيان( صديقي) به موتورسيكلت. آيا چنين اتفاقي افتاده است؟

عده اي همچون جمال اميد در تاريخ سينماي ايران جلد 1 عنوان مي كنند فيلم بعد از نمايش مورد عتاب قرار مي گيرد .اين عتاب يعني چه؟ عده اي شايعه كردند نگاتيوهاي فيلم توسط ساواك سوزانده شدآيا چنين خبري صحت داشت؟ سرنوشت فيلم دست تهيه كننده يعني شادروان ميثاقيه چه شد؟

داستان واقعي فيلم( با اطلاعاتي كه از يك تماشاگر فيلم كسب كردم) تاكنون درست درج نشده است ايا مي توانيد گزيده اي بيان كنيد

بهروز خان من همچنان به تحقيقات ميداني و كتابخانه اي خود در خصوص آثار مرحوم هريتاش ادامه خواهم داد و مي دانم كمك هاي شما روشنگر راه من خواهد بود

پاينده و خرم باشيد هركجا كه بقاي عمر داريد

ارادتمند
تايماز

jasmine01 Author Profile Page said:

thankfulnessfor sharing this with us!I trulylike this editorialand you are given here really a superbinformation. Thanks. Keep it up. keep up the niceworks. keep blogging.
http://www.uponwatches.net

jasmine01 Author Profile Page said:

Great job for this fantastic weblog posting! I discovered your blog post extremely important, I think you are a awesome article writer. I contained your blog to my book marks and will return in the future. I need to boost you to keep on that splendid do the job, have a great day!
http://www.speakwatches.com/breitling-watches.html

Behrouz Author Profile Page said:

i really like the whole idea,i think its very smart.

ن. حسینی said:

من با احترام به شما و خانمتان اظهار ادب کردم و شما با بی ادبی تمام یک سری علائم گرامر تحویل میدهید.
شما که وجه آن کتاب را نپرداخته و نخوانده اید چگونه متوجه می شوید کتاب ترجمه است یا تالیف؟ .

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
آقای ن. حسینی ،اگر شما همان شخصی هستید که کتابی در باره" تاتر معاصر اروپا" مرتکب شده اید!!!!.........من هم همان کسی هستم (که در جواب نامه ی شما ،به همراه کتابی که فرستادید و درخواست پول ا ز من کردید !!) منهم مبلغ
..کتاب در ایران چاپ شده بودمورد نظر شما را تقدیم کردم

مهرانا said:

بهروز نازنینم
همان مزاحم قدیمی هستم و همچنان در انتظار نامه ات.
دوستت دارم
مهرانا_دختری از کوچه های دلتنگ تهران

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : دوستِ عزیزم،دوستِ جدیدم............فردا یکشنبه است ،و در این غربت دلتنگ تر از کوچه های دلتنگ تهران ! ! ! تنها فرصتیست که برایت بنویسم
با آن همه احساس و حرفهایی که داری......نیاز به وقتِ کافی و آرامش دارم،عزیزممهرانا

مرجانک said:

قسم به جان تو خوردن طریق عزت نیست
بخاک پای تو کانهم عظیم سوگند است
که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
" سعدی "
مرجانک امیر عسلی

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : با آرزوی دیدار مهربانانی چون شما.......شاید آن روز در راه باشد

susan said:

ba salam be shoma man dust khahar shoma fatie hastam 20 sal ast ke azash khbar nadaram lotfan man ra be u bedahid ja email mara khyli mamnon hastam

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : منهم سلام سوسن خانم،لطف کنید به من ایمیل بفرستید.اگر برگشت خورد ! بالای صفحه روی کلمه ی
reply
کلیک کنید به من بر میگردد.برایتان آدرس او را میفرستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ممنون که هنوز بیادش هستی

مهرانا said:

بهروز جان
آزمایش و خطای جالبی داشتم با ایمیل تو
اما گمان می کنم که سرانجام موفق شدم
خوب هرچه سخت تر کسی را بیابی ارزش او به مراتب برایت بیشتر خواهد بود
دوستت دارم
مهرانا-دختری از کوچه های دلتنگ تهران

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : عزیز من ایمیلت را دریافت کردم،نه یکبار....دو بار
دیر هنگام شب است و خسته هستم،نوشته ی سراسر از احساس و صمیمیتِ تو را خواندم،دوباره خواهم خواند و سرِ حوصله برایت خواهم نوشت. دوست جدیدم،دوستِ مهربانم غمگین مباش

مهرانا said:

بهروز عزیزم
از پاسخت بسیار ممنونم
درد دل هایی کوچک داشتم که برایت با ایمیل فرستادم
خوشحال می شوم پاسخت را بخوانم نازنینم

مهرانا-دختری از کوچه های دلتنگ تهران

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : خوشحالم از اینکه پاسخ را دیدی
ایمیلی از تو به من نرسیده ، احتمالآ برگشت خورده(وقتی آدرس نا آشناست ،به شما برمیگردد ! ! )بالای صفحه ای که برگشته، نوشته ای را میبینی که اگر روی کلمه ی
reply
کلیک کنی، به من میرسد ! ! و آدرست در ایمیل من حفظ میشود
گناه از من نیست،گاهی باید جلوی حرفهای بیهوده را گرفت،عزیزم مهرانا دوست دلتنگ من

مرجانک said:

بهروز جان - گرچه پنجره ها رو به تهی باز می شوند و درختان را شور بهار مرده . گرچه بغض حنجره هایمان را میهمان اند و یاران را صلای هیچ فریادی نیست که طاعون به جان شهرمان افتاده و سیاهه فساد جای قرص خورشید را گرفته اما بهار باز هم می آید . به امید آن روز و در آغوش گرفتن تو و فرزانه نازنین . مرجانک

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : عزیز من،همیشه با پیامهایت مرا خوشحال میکنی،حرفهایت را میفهمم و فقط سکوت میکنم و به فکر فرو میروم،که واقعآ این طاعون چگونه آمد؟وچه سریع همه جا را گرفت !!! با آرزوی دیدار

Mehrak said:

دیگر کم کم دارم از به روز شدن اینجا قطع امید میکنم! حالا خدا کند خوب باشی
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : واقعآ حق با شماست،مهرک جان .سفرهای مختلفی داشتم و امکان نبود. در ضمن شکل کلی سایت را میخواهم تغییر بدهم،اشکالاتی هست و برخی از دوستان بخصوص در ایران نمیتوانند براحتی آنرا به بینند !!
عزیزِ من ،حالم خوبه و مشغول سپری کردن روزها و روزگار هستم

مهرانا said:

بهروز جان
نمی دانم از کجا باید آغاز کنم!!
برای نخستین بار که صفحه ی خانه ی اینترنتی ات را باز کردم، چشمم روی تصویرت خیره ماند! تلاش می کردم چهره ی «بهروز»ی را که پیشترک می شناختم به یاد آورم که آوردم، تنها کمی گرد غربت روی چهره ات نشسته اما خطاست اگر که بگویم پیر شده ای، نه! فقط درد کشیده ای، دردی که در غربت خانگی خودم در ایران حس می کنم! آری،خانه هم بوی غربت را بدهد، پس می بینی که میان دلتنگی های من و تو فاصله ی چندانی نیست! می توانی دستت را پیش آوری تا بگویم میان ما، نمی توان فاصله انداخت!
اما نخستین خاطره ی من از تو به کودکی ام باز می گردد، به فیلم «فریاد زیر آب»! و پس از آن، «شام آخر» که همین 5 سال پیش توانستم آن را ببینم!! «شام آخر» از جمله فیلم هایی است که چندان دیده نشده و نسخه های موجود از آن بسیار کمیاب است زیرا به گفته ی «شهیار قنبری»(نویسنده و کارگردان آن)، انقلاب نه چندان شکوهمند ما نگذاشت فیلم در اکران عمومی، جای بیشتری پیدا کند!... اما از همه ی این ها گذشته، فیلم «آدمک» برایم رنگ و بوی دیگری دارد! می دانم که نخستین تجربه ی سینمایی تو بوده، اما بهروز عزیزم، من چهره ی تو را همیشه شبیه همان جوان فلسفه باف و عمیق می بینم که از آرزوها و رویاهای رنگ رنگ، گُر می گیرد و جهان بینی عمیقش، وسیع تر از دنیایی ست که در آن می زید! حال و هوایی که با دیدن این فیلم، پیدا می کنم، زمانی که با صدای فریدون نازنین و آهنگ مادگار «تورج شبانخانی» همراه می شود، دیدنی است! حیف که فریدون رفت و این حالِ مرا ندید و تو نیز در تبعیدی و نمی توانی ببینی، اما آرزو دارم شاید بتوانم یکی از همین روزها، دست کم در همین تهران خاکستری خودمان،«تورج» را بیابم!
باری،
این از بد اقبالی نسل ماست که هنرمندان امروزینش بیشتر به دلالان هنر شباهت دارند تا عاشقان هنر!! البته نمی گویم همگان اینگونه اند، اما آن عده ای که در برابر چشمان کاونده ی نسل من، هنر را می دزدند و به سکه ای ارزان می فروشند، هیچگاه از نظرها پنهان نمی مانند!! این است که نسل من شاید بیشتر ترجیح می دهد به همان نسخه های هنری قدیمی و هنرمندان کهن روی آورد که تصویری شفاف تر و پاک تر می سازند از دنیای رویایی پرده ی نقره ای سینما!
باری،
بابت خانه ی اینترنتی که با چنین نوآوری و ابتکاری به دوستدارانت پیشکش نموده ای، بسیار سپاسگذارم، اما هرچه جستجو نمودم نتوانستم نشانی ایمیلت را بیابم، شاید هم خطا از من باشد!! تنها درخواستم آن است که آدرس ایمیلت را حتما برایم بنویسی تا بتوانم در مجالی بیشتر، سخنی با تو نازنین داشته باشم، با تو حرف های بسیاری دارم و امیدوارم برای اینهمه، وقت کم نیاورم!!
سلام گرمم را به «فرزانه»ی نازنین برسان!
در پایان شعری از خودم را به تو پیشکش می کنم:

کاش خواب ها تمام نمی شدند
کاش دست های رفاقت تمام نمی شدند
و پاها، پاهای بلند و کشیده ی جاده
خواب ها... دست ها... پاها
کاش قلب ها تمام نمی شدند
قلب های مهربان و سپید
کاش روزها تمام نمی شدند
کاش شب ها تمام نمی شدند
که چنین عادت وار
به اجبار
دوره شان کنیم
مرورهای بی تپش شبانه و روزانه!
کاش زیستن تمام نمی شد
و می ماند
کنار همین خستگی های پی در پی!
اگر می شد
آنگونه که ما می خواستیم...

بهروز خوبم
"سبز باشی و دلکوک"
همیشه دوستت دارم
*مهرانا*- دختری از کوچه های دلتنگ تهران

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : مهرانا،دختری از کوچه های دلتنگ تهران.عزیزِ من چگونه میتوانم جواب اینهمه مهربانی و احساس تو را پاسخ دهم ؟؟ واقعآ مشکل است.مرا به سالهای دور بردی و با حرفهای صادقانه ات هم شاد،و هم غمگینم کردی.

برایم جالب است ،یکی از معدود کسانی هستی که به شخصیت "محمود" در فیلم "آدمک" اشاره کرده ای عزیزم.

زنده بودن در تبعید و غربت آسان نیست،یعنی زندگی کردن مثل یک انسان.......حرفهایت را میفهمم و دلم میخواهد بیشتر از تو بشنوم.دیروز از سفر برگشته ام و از میان چند نظر و ایمیل،این نخستین است که پاسخ میدهم.
در کار نوشتن(شعر) سعی کن بیشتر بخوانی،نه تنها شعر......زندگینامه،رمان،داستانهای ایرانی و ترجمه و ...و.... اینها برایت مفید خواهد بود عزیزم.نوشته ات زیباست. و ایکاش این کابوس غربت تمام میشد......و عشق و مهربانی نه.تمام نمی شد

خوشحالم از اینکه به یادم بودی.
bb@behrouzbehnejad.com

برایم بنویس،و به حروف فارسی.

مرجانک said:

درود بر شما بهروز عزیز . نمی دانم چرا بی دلیل خوش بین ام که روزی روزگاری شما و فرزانه عزیز را در آغوش میفشارم . دعاگوی وجود نازنینتان هستیم . مرجانک امیر عسلی

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : عزیزانِ مهربانم ،اگر میتوانستند ، این خوش بینی را هم از ما میگرفتند!!!!! ولی باید امیدوار بود.ما هم آرزوی دیدار شما را داریم
ممنون از محبت شما

سروناز said:

سلام آقای بهنژاد
برای فرزانه عزیز هم گفتم من دختری 28 ساله هستم که عاشق هنرپیشگان و خوانندگان قبل انقلابم
من چندین سال پیش وقتی بازی شما را در فریاد زیر آب دیدم
آنقدر از بازی و نجابت چهره شما خوشم اومد که به نظرم اگر بدترین نقش عالم هم به شما میداند برای من آن قیافه باز مثبت بود
اگر امکان داره از خودتان
در سایت بیشتر عکس بگذارید
مدتی به این عکستان خیره ماندم نمیدونم شاید نگاه من هنوز در همان سالهای گذشته سیر میکند
موفق باشید

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : سروناز عزیز ، شما بسیار با هوش هستید و با تشخیص درست .آنزمانها مشکلِ بعضی کارگردانها با من همین بود ،که هر نقشی را نمیتوانستند به من پیشنهاد کنند !! مثل همین مثالی که شما زدی .در ضمن همینجا از تو بخاطر حُسنِ نیتت سپاسگزاری میکنم

اگر دقت کرده باشی ،سایتِ من "ویدیوئی" است ، برای گذاشتن عکس ، و گفتگوهای مطبوعاتی نیاز به برنامه ریزیِ دیگری دارد !! که بزودی انجام خواهد شد. قول میدم که از عکسهای مختلف کاری ، و شخصی برای دوستانی چون تو ، حتمآ در سایت بزارم

مدتی هم هست که سلامی به دوستان نکرده ام !! که همین روزها بقول معروف " بروز " خواهد شد
واقعآ از پیامت ممنونم

دانیال said:

پرنده مهاجر بهروز نازنین درود بر ذات و شرفت:
دیر زمانیست که میشناسمت از طریق دنبال کردن کارهایت.لعن و نفرین تو و فرزانه عزیز بر ریشه این جانوران وطن فروش که فرهنگ و کیش و آئین ما را به یغما بردن.عمو بهروز من 28 سالمه گوئی که 280 ساله میشناسمت.خیلی دوست دارم با تو در ارتباط باشم.راستش من دانشجوی اخراجی این سرزمینم.2 ماهه که پس از 4 ماه از زندان این جلادان آزاد شدم.تمام تحصیل و آینده ام رو از دست داده ام اما راضیم به رضای خدا.میدونم تو هم که غربت نشین این دد منشها هستی تو هم به زندانی.حرف زیاد زدم اما چون جایگاه تو بر روی چشمان ماست و امضای تو در نقد ما اعتبار ماست اگر امکان داشت به وبلاگ من سری بزن و هر چه نظرت بودحتی چند کلمه چه منفی چه مثبت با روی پر گرم پذیرایم فقط شرمنده ام که چند ماهیست که چون نبودم نشده بنویسم همینکه خودمو پیدا کنم مینویسم.منو ببخش عمو بهروز که زیاد نوشتم.به فرزانه عزیز بگو گرچه جواب منو نداده اما همیشه دوست داشتنش در قلب ماست.از راه دور دستت را میبوسم عمو بهروز و برایت سبز بودن را همیشه آرزومندم.
دانیال 28 ساله-مشهد
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : دوستِ جدید و جوانم، چه مهربان و چه صادقانه نوشته ای ،دمت گرم.
منهم زمانی که دانشجو بودم ،زندان بودم..... و بعدها هم توی زندون جلادانِ فعلی !!میدونی هیچ حکومتی از جوونائی که به روش حاکم اعتراض دارن و افکار و عقایدی پیشرفته دارن ،دل خوشی نداره . این داستان همیشه تکرار شده و همیشه قربانیان دانشجوها و روشنفکرها هستن !!!
سعی کن افسرده نباشی ، و از این ماجرا تجربه مثبت کسب کن عزیزم،میدونم آسون نیست ولی سعی کن.قول میدی؟؟
الان فقط خواستم این چند خط رو برات بنویسم،و حتمآ به وبلاگت سر میزنم(سرِ حوصله البته)،و دیگه اینکه هر وقت دلت گرفت،برای "عمو بهروز " بنویس.منم برات آرزوی روزگاری خوش دارم.

اقای بهروز به نزاد عزیز
با تبریک برای ایده ای چنین زیبا. ویدیو بلاگ را میگویم.
هم اکنون مشغول تدوین کتابی هستم با عنوان فیلمشناخت سینمای ایران در تبعید و مهاجرت که در جلد اول به فیلمسازان و در جلد دوم به بازیگران پرداخته شده است .این کتاب شامل اطلاعاتی مانند بیوگرافی و مشخصات فیلم های ساخته شده در سال های تبعید و مهاجرت است.پیدا کردن بیوگرافی شما کار سختی نیست ولی اطلاعات کار هایتان در غربت ساده نیست منتظر یاری شما هستم
با سلام
آران جاویدانی
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : خیلی خیلی خوشحالم که چنین کاری را انجام میدهی دوستِ عزیز.بخصوص در بخش فعالیتای بیرون و در غربت ،شاهد بسیار کارهای جالب و عجیب البته !!! خواهی بود .....من تا حد امکان و اطلاعاتم به شما کمک میکنم.
فکرتان و طرحتان قابل توجه است .موفق باشی.
به من ایمیل بزن لطفآ.

مرجانک said:

به همراه امیر روی ماهت را بوسه باران میکنیم و البته عسلی جون نیز دست بوس است . آسمان زندگیتان همواره آبی و پر ستاره باد . مرجانک امیر عسلی
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : دوستان عزیزم،مرجانک ،امیر و عسلی از صمیم دل ممنونتان هستم محبت شما همیشه صادقانه و سرشار از صفاست.
دوستتان دارم.

ن. حسینی said:

سلام بهروز عزیز
خسته نباشید. دلم تنگ شده برای تو و فرزانه خانم.
پنجره جدید تئاتر را هم نگاهی بیندازید لطفا:


موفق و تندرست باشید.

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : آیا شما همان ناصر حسینی هستید که "تاریخ معاصر تاتر اروپا" را در کشور آلمان ترجمه کردید،در ایران به چاپ رساندید......و در ارو پا ارائه داده و به فروش رساندید ؟؟؟؟!!! به هر حال ممنون از تماس.

تبلیغات رایگان برای وبلاگ نویسان

تبلیغات رایگان در اینترنت

بانک اطلاعاتی نیازمندیهای تمام شهرهای ایران و ایرانیان خارج کشور

درج بنر رایگان براي وبلاگ نویسان

درج بنر یا تصویر تبلیغاتی وبلاگ شما در اینترنت به رایگان

معرفی و لینک رایگان به وبلاگ های فارسی

آگهی متنی در صفحه اختصاصی شهر شما

آگهی متنی تصویری در صفحه اختصاصی شهر شما با تصویر دلخواه شما

معرفی رایگان تمام پست های ارسالی وبلاگ های شما

تبادل بنر و لینک رایگان با شما

www.googleEads.com

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : به هر حال اینهم راهیست برای تبلیغ !!!!حرف دیگری نیست

Alex G said:

Salam Doost Aziz,

Biya bargardim be 18 saleh pish. Shayad man ra beyad biyavari :)

Hint: We were going to start a TV Channel in London back in 1989, we worked together in a couple of productions.

Kheyli khoshal shodam peydat kardam.

Hatman ba man tamas begir Behrouz Jan.

Miboosamet
Alex

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXx

بهروز : دوستِ عزیزم ،حتمآ شما حافظه ی بهتری از من داری ........بی تعارف، !! در گوشه ای از ذهنم تصاویری میآید و محو میشود.......شما لطف کن ، و به من ایمیل بفرست ، تا قرار دیداری بگذاریم
موفق باشی آلکس عزیز.
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX


همین الان متوجه آدرس ایمیلت شدم،و نه تنها بخاطرم آمد.....خیلی خیلی خوشحال شدم ،که دوستان قدیم هنوز در " گلزار " !!! هستند.
دمت گرم تماس بگیر.

مرجانک said:

دلتنگتان هستم. دلتنگ کسانی که روزگاری ستاره زندگی ام بودند و سرک می کشیدند به کنج تنهائیم . بهروز عزیز گریه ات از سر شوق خنده ات از ته دل باد . مرجانک
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : عزیزِ من، جواب این مهر و محبت صادقانه ات را چگونه میتوانم باز گو باشم !!...........؟؟؟
جز با عشق،صلح،و دوستی<
امیر و عسلی فراموشم نیست.

مرجانک said:

الهی قد رعنات خم نگرده . مرجانک امیر عسلی

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : نمیدونم چرا یاد دو بیتیهای "بابا طاهر" افتادم......و حرفی ندارم جز سپاس از مهربانیهای شما عزیزان.

Mehrak said:

همنوائی سحر کلام نوری علا با صلابت صدای گوشنوازت ترکیبی است فراموش نشدنی. پاینده باشی بهروز جان

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : عزیزم،این کاریست از چندین سال پیش .....و جالب اینکه به همراه دو آهنگساز در اولین برداشت آنرا ضبط کردیم و ماندگار شد.
جالبتر اینکه ،من هیچ اطلاعی نداشتم و دوستی آنرا در اینترنت دیده بود و برایم فرستاد.
میبینی،حتا اگر آدمها (منظورم شاعر و آهنگساز و صاحب صدا !!)،از هم دور افتاده باشند،کارِ خوب ماندگار ااست....ممنون از تماست مهرکِ عزیز.

marma&mohsen said:

behrouz khan sale no mobarak.kheili khoshhalim ke shoma va farzaneh khanoom ro peyda kardim.
hamishe karhaye shoma ba digaran fargh dashte tabrik migim.
hich honarmandi mesle shoma bi parde harf nemizane.
doostdare shoma.,marmar&mohsen

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : ممنون از احساس شما ،میدونید بی پرده حرف زدن،پی آمدهای خودش رو هم داره.........
ما هر دو در طول زندگی هنریمون لطمه های این اخلاق رو دیدیم.....و هیچ اشکالی هم نداره.داشتن دو تا دوست مثل شما ،خستگی از تن به در میکنه.

siavash said:

salam,eide shoma mobarak.tamame bakhshha ra didam vaghean kari jadid anjam dadeeed behrooz khan,va kheili khaste nabashid.,chakeram,siavash

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : از اینکه حوصله کردی ممنونم. نوروز بر شما هم شاد باد

مرجانک said:

قلبتان روشن باد. سفره شادی تان گسترده باد که صمیمیت نوروز پر از لبخند است . مرجانک امیر عسلی

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : مرجانک،امیر و عسلیِ عزیزم نوروزتان شاد،لبتان پر از خنده باد.
با آرزوی سالی بهتر از سالهای پیش..............از صمیم دل.

majid said:

سر سبزترين بهار تقديم تو باد
آواز خوش هزار تقديم تو باد
گويند که لحظه اي است روئيدن عشق
آن لحظه هزار بار تقديم تو باد majid az japan

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : مجید جان، شما همیشه به من مهربانی داری.
برات سالی بهتر آرزو میکنم.
طبیعت نگه دارت

jamshid mehravar said:

salam va norooz mobark.
man ke delam mikhad chehreye shomaro bebinam.safar ke mirid khob doorbinam bebarin .
doostdare shoma:jamshid

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

بهروز : سلام و سالی خوب داشته باشی دوست عزیزم،بروی چشمم دفعه ی دیگه حتمآ با دوربین.
طبیعت نگه دارت.

Leave a comment

About this Entry

This page contains a single entry by Behrouz published on March 20, 2007 5:21 PM.

دیدار سوم was the previous entry in this blog.

زاینده رود is the next entry in this blog.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.

Powered by Movable Type 4.0